محمد فاضلی .:. m3

8 تیر 1363
تولد
تولدم

در 8 تیر ماه 1363 مصادف با 26 رمضان 1404 متولد شدم . البته عکس مربوط به حدود یک و نیم سالگیمه با مادرم گرفتم.

1 مهر 1368
کودکستان
کودکستان گلها - گنبد کاووس

در شش سالگی در سال 1368 به کودکستان گلهای گنبد واقع در منطقه اشرفیون رفتم . دوستان خوبی پیدا کردم که هنوز هم با خیلی هاشون در ارتباطم...

مربیم سرکار خانم کبیری بود .

تصویر مربوط به حدود 4 سالگیمه (سال 66 ). به محض اینکه تصاویر مهد کودکم رو گیر بیارم عوض میکنم.

1 مهر 1369
کلاس اول
مدرسه آزادی - گنبد کاووس

در مهر ماه 1369 به کلاس اول مدرسه ابتدایی آزادی رفتم. دبیرم جناب آقای مداح بود . سال بعد کلاس دوم رو 7 روز در مدرسه آزادی بودم . بعد از اون به شهرساری رفتیم تا پدرم ضمن خدمت بخونه.

7 مهر 1370
کلاس دوم و سوم
مدرسه شهید عابدینی - ساری

کلاس دوم و سوم ابتدایی رو در مدرسه شهید عابدینی گذراندم . معلم کلاس دوم خانم قربان پور بودند .

معلم کلاس سوم هم آقای  ... بودند.

1 مهر 1372
کلاس چهارم
مدرسه فرهنگ - ساری

کلاس چهارم ابتدایی رو در مدرسه فرهنگ ساری خوندم. دبیرم خانم خرازی بودند.

1 مهر 1373
پنجم ابتدایی
مدرسه شهید عابدین پور - گنبد کاووس

کلاس پنجم چون درس پدرم تموم شده بود به گنبد برگشتیم و در مدرسه شهید عابدین پور در گنبد تحصیل کردم . دبیرم آقای علاقی بودند.

1 مهر 1374
دوره راهنمایی
مدرسه شاهد - گنبد کاووس

سه سال راهنمای را در مدرسه شاهد گنبد گذراندم . مدیر مدرسه آقای بیگلری بودند . از جمله دبیر های این دوره آقایان : جعفری - شاهعلی - گلوی - فرموده - افتخاری - مکی مومنی - خان محمدی و ... بودند.

1 مهر 1377
اول و دوم دبیرستان
دبیرستان المهدی - گنبد کاووس

دو سال اول و دوم دبیرستان را در دبیرستان المهدی گذراندم.  و وارد رشته ریاضی و فیزیک شدم.

این دو سال جزو بد ترین دوران تحصیلیم از نظر محیط آموزشی بود . احساس میکردم در منطقه ای هستم که به آن تعلقی ندارم ...

1 مهر 1379
سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی
دبیرستان شاهد - گنبد کاووس

سال سوم و پیش دانشگاهی را هم در دبیرستان شاهد گذراندم . سال های خوبی بود و با برخی از دوستان هم دبیرستانی خود هنوز هم در ارتباطم .

در رشته ریاضی و فیزیک فارغ التحصیل شدم.

بهار 1381
دوره برگ سبز
پایگاه بسیج - گنبد کاووس

یک سال پشت کنکور و خواندن درسهای تکراری واقعا عذاب آور است . خصوصا اگر 12 سال جزو دانش آموزان برتر کلاس و مدرسه بوده باشی . در سال 1380 که کنکور دادم رتبه کشوری 10620 آورده بودم . چون به رشته کامپیوتر علاقه داشتم و امکان قبولی در این سال نبود به دانشگاه نرفتم.و صبر کردم و دوباره خواندم.

در سال 1381 در کنکور رتبه 9025 کشوری آوردم و با اختلاف 5 نفر نتوانستم وارد رشته کامپیوتر که علاقه ام بود بشوم . بنا بر این به رشته حسابداری ( به پیشنهاد پدرم ) رفتم .

بدلیل داشتن تایم آزاد و احتمال رفتن به سربازی در دوره برگ سبز بسیج به جهت کسری خدمت شرکت کردم .

1 مهر 1382
رشته حسابداری
دانشگاه پیام نور - گنبد کاووس

در این سال وارد رشته حسابداری دانشگاه پیام نور شدم . رشته ای که هیچ علاقه ای به آن نداشتم .

به دلیل عدم علاقه دریافت لیسانس با معدل حدود 13 بیش از 6 سال به طول انجامید... در این مدت مدارک کامپیوتر را گرفتم و در زمینه علوم کامپیوتری متخصص شدم ( مثلا ... )

فوت مادر بزرگم در سال 1384 ضربه روحی بزرگی به من وارد کرد و دو سال در دروسم عقب افتادم.

تا اینکه در خرداد ماه 1388 درسم را به اتمام رسانده و مدرک لیسانس حسابداری را دریافت کردم.

1 اردیبهشت 1389
خدمت سربازی
ستاد کل - تهران

در اردیبهشت ماه 1389 به خدمت سربازی رفتم . در دانشگاه عالی دفاع ملی خدمت کردم و در 31 مرداد ماه 1391خدمتم را به اتمام رساندم.

16 شهریو 1391
عقد
ورود به متاهلی

در شهریور ماه 1391 به خواستگاری دختری که فکر میکردم مناسب من است رفتم. و در تاریخ 16 / 6 / 1391 رسما و شرعا عقد کردیم و زندگی متاهلی من آغاز شد .

7 مهر 1391
فروشگاه رایانت
افتتاح کسب و کار جدید

در تاریخ 7 / 7 / 1391 مصادف با میلاد امام رضا (ع) مغازه خودم را با نام رایانت باز کردم . البته به دلیل مشکلاتی که در امور صنفی کامپیوتر بوجود اومده بود تا سه سال بعد نتونستم جواز بگیرم . بعد از 3 سال هم جواز رو به نام بابا گرفتم که برای استخدامی من درصورتی که شرایطی باشه مشکلی پیش نیاد و برای خودم کارت مباشرت گرفتم.

20 خرداد 1392
ازدواج
زندگی تقریبا مستقل

در خرداد ماه هم با نامزدم ازدواج کردیم و به زیر یک سقف نقل مکان کردیم .

25 خرداد 1398
دختر نازنینم میترا خانم
فرشته کوچک بابا - میترا

در 25 خرداد ماه 1398 بعد از 6 سال متاهلی خداوند یک فرشته کوچک را وارد زندگی ما کرد

دختر نازنینم میترا خانم در ساعت 10:01 دقیقه صبح 25 خرداد ماه به دنیا آمد.

4 بهمن 1401
ثبت شرکت
شرکت طراحی مهندسی فاضلی

در این روز شرکت خانوادگی طراحی مهندسی خودمون رو ثبت کردیم .

برای اطلاعات بیشتر سری به سایتمون بزنین

13 اسفند 1401
جدایی
دوباره آزادی

در تاریخ 13 اسفند 1401 همسرم از من جدا شد و دوباره مجرد شدم .

تلخ ترین و سخت ترین مشکل این دوره ندیدن دخترم بود ...

15 خرداد 1402
مسئول مدیا
شرکت - تهران

در خرداد ماه به پیشنهاد یکی از دوستان به تهران رفتم و در یک شرکت حقوقی به عنوان مسئول مدیا و سایت مشغول به کار شدم .

16 شهریور 1403
شکست ...
مشکلات بزرگ

در این تاریخ تلخترین اتفاقات ممکن برام افتاد . همسرم به خاطر مهریه من رو انداخت زندان . سابقه دار شدم . فلج شدم . مشکوک به MS شدم . و بعد از حدود 3 ماه هنوز مشکلات با من بودند. بعد از چهار ماهو تقریبا در دی ماه توانستم مجددا راحت راه بروم.

28 آبان 1403
دوست قدیمی
مشارکت با دوستان

بعد از مدت ها درگیری با بیماری و ناراحتی با یکی از دوستانم ( مهندس یاسری ) شراکت جدیدی رو در زمینه خدمات کامپیوتری و طراحی وب شروع کردیم .

این شراکت در مجموعه کینگ کد انجام میشد. 

22 دی ماه 1403
اتمام شراکت
شروع مجدد

خوب متاسفانه شراکتمون با دوست و همکلاس قدیمی به سر انجام نرسید و بیشتر از یک ماه دوام نیاورد .

باید برنامه هام رو تنهایی ادامه بدم ...

25 دی ماه 1403
دفتر خدمات اینترنتی دانشگاه پیام نور
کافی نت پیام نور

به پیشنهاد دوستان برای مدتی آزمایشی داخل دانشگاه پیام نور به عنوان مسئول خدمات دیجیتالی دانشگاه مشغول به کار شدم . 

15 بهمن 1403
شروع به کار جدید
خدمات اینترنتی فاضلی

تصمیم داشتم دفتر جدید باز کنم و خدماتمون رو تخصصی روی بستر اینترنت شروع کنم .

متاسفانه به دلیل مشکلاتی که داشتم دفتر رو نتونستم باز کنم و به فعال کردن سایت ها برای خدمات از طریق اینترنت بسنده کردم.

24 اسفند ماه 1403
زندگی دوباره
طبیعت و دوستان جدید

از دی ماه که تونستم دوباره راه برم به پیشنهاد دکترم با دوچرخه سواری دوباره پا و کمرم رو بهبود دادم . از اسفند ماه تونستم با کوله پشتی پیاده روی کنم و برای بهبود وضع روحیم به سراغ کوه و جنگل رفتم.

اونجا گروه های مختلف کوه نوردی رو تو گنبد تست کردم ( کوه گشت - البرز - فراز - غزل - مهرورزان ) و با دوستان جان جدیدی آشنا شدم که واقعا تاثیر مثبتی تو زندگی و روحیه من گذاشت .

1 مرداد 1404
شروع به کار حسابداری و حسابرسی
خدمات حسابداری نیمه دولتی

به پیشنهاد یکی از دوستان به کار حسابداری و در کنارش پشتیبانی و حسابرسی مشغول شدم . معلوم نیست کجا قراره فعالیت کنم . تا زمانی که مرخصی داشته باشم و حقوق رو به موقع و کافی بدن کارش زیاد برام مهم نیست چی باشه . فقط غیر قانونی نباشه با بقیه کارا مشکلی ندارم.